فضیل راهزنی بود جوانمرد و امانتدار که بعدها در اثر شنیدن آیه ای از قران مجید نه تنها خلاف را کنار گذاشت بلکه به یکی از بزرگترین عرفای اسلامی تبدیل شد.داستانهای زیادی در باره زندگی این مرد وجود دارد به گمانم شنیدن این یکی هم خالی از لطف نباشد.
یاران فضیل به کاروانی حمله کردند و شروع به غارت اموال و داراییهای اهل کاروان کردند.فضیل بقچه ای پیدا کرد.در بقچه را باز کرد و دید مقداری پارچه گرانبها و سکه و... در میان بقچه هست اما کاغذی روی وسایل هست که آیه الکرسی روی آن نوشته شده است.فضیل صاحب مال را خواست.پیرزنی پیش آمد و گفت من صاحب این مالم.فضیل گفت:این آیه را برای چه اینجا گذاشته ای؟گفت:میگویند هر کس آیه الکرسی را میان اموالش گذارد از گزند دزدان در امان باشد!فضیل بقچه را بست و به صاحبش داد و گفت بخاطر این آیه مالت را برنمیداریم و به تو بازپس میدهیم.
یاران فضیل اعتراض کردند و گفتند در میان آن جمع چیز زیادی نبود وفقط اموال این زن ارزشمند بود که انرا هم به خودش دادی و ما نصیبی نبردیم.
فضیل گفت:.آگر آن مال را میدزدیدیم صاحب آن مال از خدا و آیه او دلزده میشد.ما دزد مال مردمیم نه دزد ایمانشان!
یاران فضیل به کاروانی حمله کردند و شروع به غارت اموال و داراییهای اهل کاروان کردند.فضیل بقچه ای پیدا کرد.در بقچه را باز کرد و دید مقداری پارچه گرانبها و سکه و... در میان بقچه هست اما کاغذی روی وسایل هست که آیه الکرسی روی آن نوشته شده است.فضیل صاحب مال را خواست.پیرزنی پیش آمد و گفت من صاحب این مالم.فضیل گفت:این آیه را برای چه اینجا گذاشته ای؟گفت:میگویند هر کس آیه الکرسی را میان اموالش گذارد از گزند دزدان در امان باشد!فضیل بقچه را بست و به صاحبش داد و گفت بخاطر این آیه مالت را برنمیداریم و به تو بازپس میدهیم.
یاران فضیل اعتراض کردند و گفتند در میان آن جمع چیز زیادی نبود وفقط اموال این زن ارزشمند بود که انرا هم به خودش دادی و ما نصیبی نبردیم.
فضیل گفت:.آگر آن مال را میدزدیدیم صاحب آن مال از خدا و آیه او دلزده میشد.ما دزد مال مردمیم نه دزد ایمانشان!
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط سید جلال
|
